فصل فاصله

متن مرتبط با «پدر» در سایت فصل فاصله نوشته شده است

به نام پدر

  • نیلوبلاگ

    تو را چون تکدرختی زیر بار زندگانی بارور دیدمتو را یکعمر همچون گردبادی بیپناه و  دربهدر دیدماگرچه خُلق تو، مانند دستت، گاهگاهی، تنگ هم میشدولی همواره بعد از اخمهایت خندهات را چون شِکر دیدمبرایم قصّههای خندهداری گاه گفتی تا بیاراممولی من زیرچشمی چشمهایت را، شبیه ابر، تر دیدمبرایم کوه بودی، پرشکوه و ریشهدار و ساکت و نستوهتو را بگذار تا ساده، صمیمی، مختصر گویم: «پدر» دیدمنمیدانم چه شد، آیینهای گویا به من دادند از اوهامدر آن آیینه تصویر تو را آشفته و زیروزبر دیدمدر آن کابوس وحشتناک تصویر تو را ه...

    ادامه مطلب